هلیا جون ، نفس مامان و باباهلیا جون ، نفس مامان و بابا، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 5 روز سن داره

***هلیا جون ، نفس مامان و بابا***

شیرین زبونی های شیرین دخمل طلا

1393/10/20 21:59
نویسنده : مامان و بابا
1,288 بازدید
اشتراک گذاری

سلام همه ی زندگی من .

اومدم بازم برات بگم ، از خنده هات بگم ، از شیرین زبونیات ، از قد کشیدن و بالندگیت بگم

گل مامان ،  از فضولیات که هرچی بگم کم گفتم ، هرچی توی خونه گم میشه اول باید سراغش رو از شما بگیریم ، از کنترل تلویزیون گرفته تا موبایل و کلید و فلش و هرچی که فکرشو بکنی .

چند روز پیش موبایل بابایی دستت بو د داشتی کلیپ نگاه میکردی یهو دیدم عمه لیلا زنگ زد . بنده خدا سریع رفت سر اصل مطلب که گوشی بابایی کجاست منم گفتم دست هلیاست .

بعدش عمه گفت : بگیر ازش هرچی اس ام اس دادی به باباش داره میفرسته واسه من ، منم سریع موبایل رو از دستت گرفتم دیدم بعععععله چه اس هایی که واسه عمه نفرستادی

عزیزم یادم رفت بهت بگم ما امسال شب یلدا خونه بودیم واسه همین چهارم دی رفتیم خونه مامان و بابای بابایی و هفتم دی هم خونه مامان و بابای من و اونجا شب یلدا رو جشن گرفتیم . خیلی خوش گذشت . اولین یلدات هم مبارک قند عسلم

الهی قربونت برم دوشنبه 15م وقتی که 11 ماه و 7 روز سن داشتی خونه دایی بابایی روضه خونی داشتن ، من و شما رفتیم اونجا . چشمت روزبد نبینه مادر به محض اینکه سفره پهن شد و حلیم آورده شد . شما هم طبق روال خونه که باید غذا رو خودت بخوری بنای ناسازگاری رو گذاشتی و از من نهاز شما گریه.تا اینکه با وساطت عمه قرار شد خودت غذا بخوری .

وااااااااااااااااااااااااییی همچین با اشتها با اون دستای کوچولوت حلیم میخوردی که همه دور و بریا عاشقت شده بودن ولی من نمیدونستم که باید با اون لباست چیکار کنم .

هلیا جون

هیچی دیگه همونجا لباست رو در آوردم و شستم و واسه شام هم رفتیم خونه عمو که همسایه دایی بابایی هستن .

حالا بگم از دایره لغاتت که روز به روز داره بیشتر میشه .

من : هلیا جونم ببعی میگه             هلیا : بَ بَ

من : هاپو میگه                          هلیا : هَپ

من : ماهی میگه                         هلیا : یه جور با مزه ای دهنت رو بی صدا باز و بسه میکنی که بعدش حتما باید بخورمت

دیروز از خواب بیدار شدی و طبق معمول که با هم بازی میکردیم گفتی ماهی و دهنت رو باز و بسته کردی ، من آخر تو رو میخورم عزیییییییییییییزم

 

به لطف کارت بن بن بن جوجه ت هم یاد گرفتی میگی جوجه ( ولی ج رو یه چیزی بین ج و ذ تلفظ میکنی )

عاشق کفشدوزکی بهشون میگی کَعّ تا جایی که اینقد واسه ت خریدم فقط مشکلی که هست جایی نیست بچسبونیمشون غیر از یخچال که اونم من نمیذارم

کفشدوزک

دکی کردن هم خیلی وقتی یاد گرفتی نمیدونم بهت گفتم یا نه وقتی میخوای دکی کنی میگی دَع

عاشق تبلیغات چاکلز و کرم عش هستی ، تبلیغات رایتل رو هم خیلی دوست داری ، این آخری هیچ چیز جالب توجهی نداره تووش نه نی نی داره نه انیمیشنیه ولی هر جای خونه که باشی با شنیدن صدای این تبلیغات ها خودت رو میرسونی به تلویزیون .

کلاغ پر رو هم یاد داری

من : هلیا جونم کلاغ                   هلیا : پَ

من : گنحشک                           هلیا : پَ

من : کبوتر                                 هلیا : پَ

البته انگشت اشاره ت رو هم بالا و پایین میبری

 

عاشق بیرون رفتنی ، به محض اینکه لباس میپوشیم به در اشاره میکنی وکیف منو میگیری و میری کنار در وایمیستی میگی دَر

مامانی چند روز خواب بودم مث اینکه شما زودتر بیدار شده بودی و رفته بودی سراغ جعبه دستمال کاغذی ، وقتی بیدار شدم دیدم وایییییی یه عالمه دستمال کاغذی روم ریختی .

یاد برف شادی عروسیم افتادمخندونکخجالت

مامانی دیروز ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق بود و همچنین پنجمین سالگرد عقد من و بابایی البته به تاریخ هجری قمری .

بابایی هم اینو واسه عیدی شما خرید نمیدومنم اسمش چیهخجالت

مامانی یادته روضه خوانی داشتیم آخر مراسم شما با پاهای مبارکتون رفتین تووی بشقاب آش و همه رو ریختین روی فرش . عزیز زودی اومد و فرش رو تمیز کرد نذاشت عکس بگیرم ولی من پات رو قایم کردم عکس گرفتم بعد شستم خندونک

و اینم یکی دیگه از شاهکار های بعد از روضه خونی که نمیدونم بعد از یک شبانه روز کلنجار رفتن بالاخره چه جوری درستش کردم

هلیا جون

قند عسلم من و بابایی عاشق خندیدنتیم عزیزم ، ان شاا... همیشه خوش و خندون باشی

هلیا جون

 

دوستای گلم ، شرمنده این پست اینقدر طولانی شد و یه چیز دیگه ، من نمیتونم وبلاگ هلیا رو تووی موبایلم ببینم همه وبلاگ ها و سایت ها رو باز میکنه جز وب دخملی رو .

میشه شما هم امتحان کنین ببینین همین طوره یا نه . هر چیزی هم که میگه دانلود میکنم ولی نمیشه .

پسندها (9)

نظرات (26)

مامان فرخنده
21 دی 93 15:33
واي امان از اين وروجك شيطون بلا با اون حليم خوردنش خيلي نازشدي عسلي ماماني راست ميگه خنديدنت خيلي نازه البته شما خوشگل هستي ولي خنده خيلي به اون لبهاي خوشگلت مياد هليا جوني راستي اولين يلدات هم مبارك باشه عزيززززززززززززززم هزاران شب يلدا ببيني وهميشه لبت خندون وتنت سالم باشه هليا كفشدوزكي
مامان و بابا
پاسخ
بووووووووووووس فرخنده جونم.لطف داری عزیزم ممنون خاله جون، مرسی از دعاها و آرزوهای قشنگتون
شادی
21 دی 93 20:11
سلام عزیزم. ممنونم که به ما سر زدی. امیدوارم دوستان خوبی برای هم باشیم. تقریبا از دو سالگی آوینا به صورت جدی و با برنامه با هم کاردستی درست کردیم. قبلش هم خیلی پراکنده بود. روند کار هم تقریبا تو وبلاگم هست. هلیا جون یک کم کوچولو هست برای شروع ولی بازم اگه سوالی داشتی و خواستی کار کنی در خدمتت هستم.
مامان و بابا
پاسخ
سلام شادی جون، حتما دوستای خوبی میشیم واسه همدیگه من خیلی خوشم اومد از درست کردن کاردستی هاتون، و اینکه آوینا جون هم چقد قشنگ همراهی تون میکنه با اجازه لینکتون میکنم عزیزم بازم به ما سر بزنید و خوشحالمون کنید
مامان هلیــــا
21 دی 93 23:46
وای هلیا جووون چقدر ناز شدی ماشااله اصلا هر چی هلیا تو دنیا هست خوشگل و ملوسن امیدوارم همیشه لبت خندون باشه عزیزم
مامان و بابا
پاسخ
چشای خوشگلت ناز میبینه عزیزم، واقعا مامانی همه هلیاها خوشگل و نازن ممنون از آرزوی قشنگتون بووووووووووووس واسه مامانی مهربون و هلیا ی ناز
Kosar
22 دی 93 16:49
___♥♥♥ __♥♥_♥♥آپم _♥♥___♥♥آپم _♥♥___♥♥_________♥♥♥♥آپم _♥♥___♥♥_______♥♥___♥♥♥♥آپم _♥♥__♥♥_______♥___♥♥___♥♥آپم __♥♥__♥______♥__♥♥__♥♥♥__♥♥آپم ___♥♥__♥____♥__♥♥_____♥♥__♥آپم ____♥♥_♥♥__♥♥_♥♥________♥♥آپم ____♥♥___♥♥__♥♥آپم ___♥___________♥آپم __♥_____________♥آپم _♥_____♥___♥____♥آپم _♥___///___@__\\__♥آپم _♥___\\\______///__♥آپم ___♥______W____♥آپم _____♥♥_____♥♥آپم _______♥♥♥♥♥آپم سلام اسم من کوثر هست خواهر وبرادر ندارم ولی وقتی چهره کودک شما را میبینم حس میکنم ابجی وبرادر منه راستی اگه دوست داشتید بیایید تبادل لینک کنیم خوشحال میشم
مامان و بابا
پاسخ
لطف داری کوثر جونم،حتما عزیزم با کمال میل لینک شدید گلم
مامان بردیا اریایی
24 دی 93 1:28
ای جونم خاله جون چه ناز حرف میزنی هلیااااااااا پر هلیا که پر نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مامان و بابا
پاسخ
باباش خبر نداره!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
هدی (مامان آرش)
26 دی 93 2:39
عزیز دلم.ماشالا هزار ماشالا.همه کارای هلیا لبخند رو لبم میاره.خود کفا هم هست.کاراشو خودش انجام میده. نوش جونت باشه عزیزم. سالگرد عقدتونم مبارک باشه.ایشالا سالهای سال به خوشی کنار هم زندگی کنین و سایتون رو سر هلیا جون باشه. آره منم همین مشکلو دارم.فکر کردم وبلاگت مشکل پیدا کرده.فقط وقتی با گوشیم میرم اینطوری میشه.
مامان و بابا
پاسخ
لطف داری شما عزیزم . مرسی خاله مهربون . ممنونم هدی جون یه دنیا ممنونایشاا... شما هم سالیان سال با خوبی و خوشی و یه عامه بچه های قد و نیم قد خوب و خوش سلامت زندگی کنین عزیزم .مرسی از دعای قشنگت نمیدونم مشکل وبلاگ کجاست ، کلا با این کد های بارش و اسلایدر ها و ... هیچی مشکل نداره گوشیم ولی نمیدونم این مشکل چیه
♥ایدا♥
26 دی 93 11:56
چه دختر ناز خوشگلی خدا حفظش کنه به ماهم سر بزنید و از دلنوشته هام دیدن کنید اگه با تبادیل لینک موافقی خبر بده
مامان و بابا
پاسخ
چشای خوشگلت ناز میبینه عزیزم، حتما دوستای خوبی میشیم گلم لینکت کردم آیدا جون
ایدا
26 دی 93 14:24
رمز عکسام 1380 خوش حال شدم بهم سر زدید شما هم لینک شدید خاله جون
مامان مهدیه
27 دی 93 14:32
چه شیطون بلا شده دخملی
مامان و بابا
پاسخ
خییییییییلی نازیتا جونی رو ببوسین عزیزم
مامان علیرضا
28 دی 93 0:31
سلام. عزیزم منم به وبلاگ شما اومده بودم هزار ماشاالله به این خانوم خوشگله.
مامان و بابا
پاسخ
سلام عزیزم،خوش اومدی بازم به ما سر بزنین خوشحال میشیم
مامان علیرضا
28 دی 93 0:31
لینک شدی گلم..
رونیکا
28 دی 93 11:47
سلام من یه نوجوان دارم که تا مدتی پیش باهاش خیلی مشکل داشتم. از یکی از دوستانم شنیدم که یه جایی هست که میشه این مشکل رو حل کرد و من هم رفتم و شرکت کردم. الان وضعیتمون خیلی بهتر شده. این جایی که من رفتم یه موسسه است که یه سری کلاس های متفاوت داره که به نظر من برای ایجاد یه زندگی خوب بی تاثیر نیست. بهتون پیشنهاد می‌کنم که برای آسودگی بیشتر توی این کلاس‌ها شرکت کنید. من اسامی بعضی از این کلاس ها رو براتون می نویسم رفتار با نوجوان ، بازی و پرورش کودک ، آموزش پیش از ازدواج ، رفتار با کودک ، ارتباط همسران ، ارتباط کلامی ، مدیریت بر خشم ، قصه گویی و کتاب‌خوانی، مدیریت بر استرس ، رفتار با کودک دبستانی ، مدیریت بر خود شماره تلفن و سایتش رو هم براتون می‌نویسم تلفن: 88728317- 021 و 88715651- 021 سایت: www.madaraneemrooz.com
مامان دلنیا
28 دی 93 12:33
ای جوووووووووووووووووونم فدای چیز خوردنش فدات بشم که ماشالله اینقد ماهی ای خدا پاهای کوچولوووووووووووووو ونازشوووووووووووو الهی بگردم. بوووووووووووووووووس من بالاخره میام میخورمت
مامان و بابا
پاسخ
خدا نکنه خواهری، قربونت برم عزیییییییییییزم دلنیاجون رو محکم بغلش کن و یه بوس آبدار ازش بگیر از طرف من
♥ایدا♥
28 دی 93 22:34
سلام خاله جونی وبتون عالیه خدا بچتونو براتون نگه داره خیلی خوشگله ماشالا عزیزمه به ما هم سر بزنید خوش حال میشیم عسلکمو ببوس
مامان و بابا
پاسخ
سلام به روی ماهت عزیزم، ممنونم آیداجون من همیشه به یاد شما هستم و به وبت سر میزنم عزیزم،گردنبند هم خیلی خوشگله مبارکت باشه عزیز دلم
❀نیکتا❀
29 دی 93 20:01
خدا این دختر ناز و خوشگل رو براتون نگه داره به منم سر بزنید و اگر با تبادل لینک موافق بودید به منم خبر بدید بوووووووووووووووس
مامان و بابا
پاسخ
ایشاا.... عزیزم،نیکتا جونم وبلاگت باز نمیشه به نظرم آدرس رو اشتباه گذاشتی واسه م
مامان سحر
30 دی 93 15:11
سلام هلیا جون مثل ماه هستی گلم ،11ماه و22 روزگیت مبارک دیگه چیزی نمونده یکساله شی پیش پیش مبارک
مامان و بابا
پاسخ
سلام عزیز دلم، ممنون دوست گلم شرمنده دیر جواب دادم مشکل نت داشتم الآن چند دقیقه‌ای میشه وصل شده بازم ممنون از حضورتون
آتـریســـا جون
1 بهمن 93 16:53
وای همش 2 ماه نبودما این هلیا خانوم چقده بزرگ شده عسیسم اه باز شانس آوردی که اون اسا رو به یه مرد غریبه مثل دوستای باباییش نداده کلا بچه ها همینجورین فقط خودشون میخوان که غذا بخورن و نمیذارن کسی بهشون غذا بده هلیا جون شیرین زبونم امیدوارم همیشه انقدر ناز بمونی گل دخملی ایشالله خدا تو رو برای مامان و بابات حفظ کنه عاشق این خرابکاری بچه هام ، فقط خیلی شانس آورد که آش داغ نبود بوسای آبدار برای هلیا جونی بی معرفت به ما هم سر بزن
مامان و بابا
پاسخ
سلام عزیزم،شرمنده دیر جواب دادم مشکل نت داشتم الآن چند دقیقه‌ای میشه وصل شده آره واقعا شانس آوردمالهی قربونت برم که اینقدر ماهی دوست گلم خرابکاری نگو که هلیا استاده تووی این قضیه عزیرم نمیدونم چه طوری لینکتون پاک شدهولی تووی قسمت مطالب دوستان هستین همیشه بهتون سر میزنم عزیزم ولی هلیا فرصت نظر دادن واسه م نمیذاره،چون با گوشی وارد نت میشم نمیتونم لایک کنم ولی شما همیشه دوست ما هستین و خواهید بود آتریسا جون رو دیدی از طرف من حتما ببوسش
بابا و مامان
1 بهمن 93 17:39
سلام،مممااااشششااالللله،چقدر بزرگ وناز شدی
مامان و بابا
پاسخ
سلام عزیزم، الهی قربونت برم خیلی خوشحال شدم که به جمع نی نی وبلاگی ها پیوستید،ما رو از کجا پیدا کردین مهراد جوجو رو حسابی بچلونش
♥ مامان معصومه ♥
3 بهمن 93 23:29
واااااای چه اتفاقاتی افتاده من چند روز نیومدم ماشالله چه نازو خانم شده خدا حافظش باشه بوووووووووووس
مامان و بابا
پاسخ
چشای خوشگلت ناز میبینه عزیزم، بووووووووووووس ممنون از حضور گرمتون مامان مهیلای مهربون
مامان دلنیا
8 بهمن 93 13:50
عزیزدلم تولدت مبارک
مامان و بابا
پاسخ
مرسییییییی مامانی که به یاد ما بودین، خیلی دوستون دارم
♥ایدا♥
9 بهمن 93 14:50
هلیا جونمو ببوس به منم سر بزن اپم با عکسم هلیا جونم دوست دارم قربونت بشم الهی
مامان و بابا
پاسخ
حتما گلم ممنونم عزیزم،عکس هلیا رو ندیدم
مامان دلنیا
11 بهمن 93 8:40
عکسای تولد هلیا نفسی ومیخوایم
مامان و بابا
پاسخ
حتما عزیزم،مشکل نت داشتم الآن چند دقیقه‌ای میشه وصل شده امشب که هلیا خوابید حتما میذارم
بابا و مامان
11 بهمن 93 15:49
تولد تولد تولدش مبارک
مامان و بابا
پاسخ
مرسییییییی عزیزمبه زودی با عکساش میام
مریم
11 بهمن 93 20:47
هلیا جون خیلی دوست دارم موفق باشی
مامان و بابا
پاسخ
مرسییییییی مریم جون
مامان دلنیا
12 بهمن 93 9:59
آتـریســـا جون
15 بهمن 93 1:43
اشکال نداره گلم شما لطف دارین که بهمون سر میزنین ، منم یه وقتایی تو نت نمیام اگه باشم حتما به همه ی دوستای آتریسا سر میزنم مخصوصا هلیا جون بامزه
مامان و بابا
پاسخ
وظیفه است عزیزمقربونت برم که اینقدر ماهی آتریسا جون رو ببوس گلم